پایگاه خبری ایران پرس
اخبار روز و تحلیل خبری
مهمترین اخبار
اسلایدر 1 اسلایدر 2 اسلایدر 3 اسلایدر 4
 تا کنون حدود 40 مرکز درمان سرطان پستان در تهران وجود دارد که با توجه به رشد 25 درصدی از آمار کل زنان ایرانی این مراکز باید در تمامی بیمارستان ها و درمانگاه های سراسر کشور راه اندازی شود.   رضا ضراب بلافاصله پس از بازداشت گفت که بابک زنجانی سرمایه داری که طی سالهای اخیر مطرح شده است، رئیس اوست  مجله جهانی مُد FSHN برای رسمیت دادن به «مدلینگ و فشن» در ایران برای اولین بار بخش ویژه خود را به عکس‌ مُدل‌هایی از داخل ایران اختصاص داده است.   دیگر نمی خواهم فرصت‌ها را از دست بدهم. من هر چند عاشق ایرانم ولی می‌خواهم اینجا {آمریکا} بمانم
مردمى كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است

اسلایدر 1 اسلایدر 2
 الله کرم:‎ ما در روز چهار شنبه به این نتیجه رسیدیم که تنها با انصراف جلیلی ممکن است جریان اصولگرایی بتواند در انتخابات به موفقیت برسد.   کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: به هر اجماعی با محوریت آقای خاتمی تمکین می‌کنم و با عهد خود پایبندم که امیدوارم آقای خاتمی تا ساعاتی دیگر نظر خود را اعلام کند.

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 مهر 1390

سال ۱۳۷۴ که علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت از بازگشت شیخ علی تهرانی خبر داد، برای خیلی ها این سؤال مطرح شد که با این شیخ جنجالی چگونه برخورد خواهد شد؟ شیخ علی تهرانی که از برجسته ترین چهره های انقلابی سی سال پیش و از رهبران نهضت اسلامی در خراسان بود، از شاگردان برجسته امام خمینی (ره) شمرده می شد. امام خمینی هم علاقه زیادی به این شاگرد خوش فکرش داشت. او که نام اصلی اش علی مرادخانی ارنگه است، در سال ۱۳۰۹ زاده شده و از استادان برجسته حوزه علمیه مشهد شمرده می شد.

سال ۱۳۷۴ که علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت از بازگشت شیخ علی تهرانی خبر داد، برای خیلی ها این سؤال مطرح شد که با این شیخ جنجالی چگونه برخورد خواهد شد؟ شیخ علی تهرانی که از برجسته ترین چهره های انقلابی سی سال پیش و از رهبران نهضت اسلامی در خراسان بود، از شاگردان برجسته امام خمینی (ره) شمرده می شد. امام خمینی هم علاقه زیادی به این شاگرد خوش فکرش داشت. او که نام اصلی اش علی مرادخانی ارنگه است، در سال ۱۳۰۹ زاده شده و از استادان برجسته حوزه علمیه مشهد شمرده می شد.
پس از انقلاب او جنجالی تر از قبل شد. از همان ابتدا با استادش امام خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی سر ناسازگاری گذاشت. با انتصاب آیت الله خامنه ای به عنوان امام جمعه تهران به شدت مخالفت کرده و ایشان را به جاه طلبی متهم کرد. بعدها نیز در زمره یاران و حامیان ابوالحسن بنی صدر درآمد و به مخالفت خود با حزب جمهوری اسلامی شدت بخشید. او در مجلس خبرگان قانون اساسی نیز حضور داشت. به تدریج با افول دوره قدرت همفکرانش او نیز منزوی شد و سرانجام در سال ۱۳۶۳ به همراه همسر وفرزندانش به عراق رفت تا در کنار گروه منافقین و در صف دشمن به تخریب جمهوری اسلامی بپردازد. شیخ علی تهرانی از رادیو بغداد به فحاشی علیه امام خمینی می پرداخت و رژیم صدام نیز از وی به عنوان شاگرد مشهور امام خمینی برای تضعیف روحیه اسرای ایرانی در بند در عراق بهره می گرفت.
با پایان جنگ و زوال نیروی منافقین، شیخ علی تهرانی خود را در یک نقطه مرزی تسلیم نیروهای ایرانی کرد و به زندان اوین منتقل شد. شایعه برخورد ملایم با وی به دلیل نسبت خانوادگی اش با رهبر انقلاب سبب شد که سید حمید روحانی که در آن زمان رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی بود، خواهان اعدام شیخ علی تهرانی شود. اما به تدریج مسأله شیخ علی تهرانی فراموش شد و تنها در سال ۱۳۷۹ یک روزنامه اصلاح طلب از خودکشی نافرجام وی خبر داد که با تکذیب تند فرزندش مواجه شد. در سال 86 آیت الله هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات سال ۱۳۶۳ خبر از آزادی شیخ علی و سکونتش در تهران داد.  همسرش بدری (خواهر آیت الله خامنه ای) چندی پیش درگذشت. هم اکنون شیخ علی تهرانی آزادانه [!] در تهران زندگی می کند و گاهی اوقات به قم هم سر می زند. سال گذشته نیز سایت شیعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنلاین از جلسات هفتگی و سخنرانیهای شیخ علی تهرانی علیه مسئولین نظام خبر داد. (در حال حاضر از شیخ علی تهرانی خبری در دست نیست.)

نقل از سایت تورجان

 

پس از درگذشت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی اولین امام جمعه تهران در شهریور ۱۳۵۸، مرحوم آقای منتظزی به عنوان جانشین ایشان انتخاب شد .اما پس از چند هفته وی به علت حضور در قم از رهبر کبیر انقلاب اسلامی خضرت امام خمینی (ره) خواست تا کس دیگری امامت جمعه تهران را بر عهده گیرد . امام راحل نیز حضرت آیت الله سید علی خامنه ای را به امامت جمعه تهران برگزیدند . این انتخاب به مذاق منافقان و هوادارانشان خوش نیامد !! در اواخر دی ۵۸  شیخ علی تهرانی که آن زمان چهره پرآوازه ای بود ( و از قضا نسبت فامیلی با رهبر معظم انقلاب نیز دارد ) در نامه ای به حضرت امام خمینی (ره) ضمن وارد کردن اتهاماتی به شهید بهشتی ،آیت الله العظمی خامنه ای و آیت الله هاشمی رفسنجانی ، از امام امت می خواهد تا در انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان امامت جمعه تهران تجدید نظز کند . در بخشی از نامه تهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی آمده است :

....امام امت ، فردی را امام جمعه تهران کرده اید ، برای دوستان ........ (به علت توهین و تهمت درج نشد ) ...نه معلومات در خور ذکری دارد و نه سابقه تقوایی مستحکم !! با وجود علما و فضلای بسیاری در تهران که مسلم از این کار ناراحت می شوند . صلاح است تجدید نظز نمایید و با افراد بی نظر مشورت نمایید .نه با افراد جاه طلب و دست اندرکار .خدا می داند با آنکه جز کار علمی برای هیچ کار دیگری مهیا نیستم !! و ذره ای دلبستگی به دنیا و اهلش ندارم !! در این مرحله وظیف شرعی خود می دانم با نادرستی که به فاجعه ختم می شود و تاریخ انقلاب اسلامی را لکه دار می کند !!! توسط نوشتن و عریضه به مجتمع اسلامی ، مبارزه نمایم .( روزنامه جمهوری اسلامی ،۳۰ دی ۱۳۵۸ ،شماره ۱۹۰)

رهبر فرزانه انقلاب که آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در دانشگاه تهران نیز بود ،در جمع دانشجویان در پاسخ به سوالی پیرامون اتهامات و توهین های علی تهرانی چنین گفتند :

.... بعضی از حرف هایی که ایشان زده اند ، اتهام نیست دشنام است .مثلا فلانی آدم جاه طلبی است . این دیگر تهمت نیست ، دسمنی است ...بنده به  نوبه خودم از اینکه یک شخصی به من اهانت کند ، نه فقط ناراحت نمی شوم و اهمیت نمی دهم ، بلکه به آسانی حاضرم از  اهانت و دشنام او بگذرم و اگر تهمتی هم وجود داشته باشد ، حاضرم که هیچ در صد در صدد رفع تهمت برنیایم . به این علت که " آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟!"(روزنامه جمهوری اسلامی -۲ بهمن ۱۳۵۸)

تاریخ نشان داد او- شیخ علی تهرانی - که قسم می خورد ذره ای دلبستگی به دنیا و اهلش ندارد !! چند سال بعد در دامن منافقین غلتید و به عراق گریخت و در آنجا هر روز علیه امام خمینی (ره) رهبر انقلاب و استاد خویش و نظام اسلامی صحبت و اهانت و دروغ پردازی می کرد و زمانی که تاریخ مصرفش تمام شد و به کار اربابان منافقش نیامد ، در مرز ایران و عراق رهایش کردند و او لکه ننگی ابدی در تاریخ برای خویش خرید و معلوم شد هرآنچه به دیگران و به ویژه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نسبت می داده ، در شان و در وجود خودش بوده و  است !!

به نقل از سایت سنگر

 

علی مراد خانی ارنگه، معروف به شیخ علی تهرانی، متولد 1309 از روحانیون مشهدی است كه سال‌ها شاگرد درس امام خمینی و آیت‌الله میلانی بود و هم‌ زمان در فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی ضد رژیم پهلوی فعالیت چشمگیری داشت. وی در قم در مدرسه حجتیه سكونت داشت و با آیت‌الله علومی ـ مقیم یزد ـ هم‌حجره بود. تهرانی همان زمان، در كنار آقایان خلخالی، ابطحی كاشانی و توسلی در جمع دوستان نزدیك مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی بود؛ علاوه بر آن‌كه هم‌بحث ایشان هم به شمار می‌رفت. وی بعدها به مشهد آمد و در آنجا اقامت گزید.

 در دهه 40 و 50، چندین نفر كه برجسته ‌ترین آنان، سیدعبدالكریم هاشمی ‌نژاد، سیدعلی خامنه‌ای، عباس واعظ طبسی و محمدرضا محامی بودند، مبارزات مردم مشهد را در جهت تحقق حكومت اسلامی، هدایت و رهبری می‌كردند. شیخ علی تهرانی هم در این جمع، افزون بر آن ‌كه دست به قلم بود، در صحنه مبارزات حضور داشت.

 پس از انقلاب، شیخ علی تهرانی به انتقاد علنی از سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی می‌پرداخت و در کلاس‌های درس، از مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی به شدت انتقاد می نمود. او سپس به همراه خانواده در عراق، به مجاهدین خلق پیوست، و پس از پایان جنگ، در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشت. وی مدتی را در زندان گذراند و همینک تحت کنترل نیروهای امنیتی زندگی می‌کند.

 آقای تهرانی که درجه اجتهاد نیز دارد، شوهر خانم بدری حسینی خامنه ای، خواهر آقای سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، است.(که وی نیز در آشویهای عاشورا در میان فتنه گران سبز قرارگرفت و دستش شکست!) فرزند وی دکتر محمود تهرانی نیز هم اکنون مقیم پاریس است.

 فعالیت‌های پیش از انقلاب 1357

 با اوج‌گیری تظاهرات اعتراض آمیز، شیخ علی تهرانی از فعالان سیاسی مشهد در مجامع انقلابی حضوری فعال داشت. در همان زمان محمد مفتح از روحانیون هوادار آیت الله خمینی نیز برای سخنرانی در مسجد قبای تهران از او دعوت کرد که وی پس از دو شب سخنرانی دستگیر و سپس تبعید شد. وی از جمله کسانی بود که بخاطر مبارزاتش علیه حکومت پهلوی، دستگیر و به مناطق دوردست و بد آب ‌و هوا تبعید و زندانی شد.

 آقای تهرانی تا فروردین ۱۳۵۷ در سیرجان تبعید بود. پس از آن، همراه سیدعلی محمد دستغیب شیرازی، مرتضی فهیم کرمانی و سیدمحمد احمدی، به سقز تبعید شد.

 پس از بازگشت از تبعید، وی سخت درگیر مسائل انقلابی مشهد شد. در 5 آبان 57 كه تظاهرات بسیار بزرگ و باشكوهی در مشهد برگزار شد و در جلوی راه‌آهن اجتماع عظیمی صورت گرفت، نماز جماعت به امامت شیخ علی تهرانی اقامه شد. بار دیگر در 8 آبان، تظاهرات بزرگی شده و تظاهركنندگان در محوطه باشگاه دانشگاه فردوسی اجتماع كردند. در این اجتماع، حجت‌الاسلام خامنه‌ای و حجت‌الاسلام شیخ علی تهرانی سخنرانی كردند». همچنین در اجتماع بزرگی كه در 16 آبان 57 در استادیوم سعدآباد مشهد برگزار شد، حجت‌الاسلام علی تهرانی سخنرانی و مردم را به همبستگی و اتحاد بیشتر برای رسیدن به هدف آزادی و حكومت اسلامی دعوت كرد.

به هر حال، در طول سال‌ها نام شیخ علی تهرانی نیز ضمن اسامی بسیاری دیگر از مبارزان روحانی، در ذیل اعلامیه‌های ضد رژیم دیده می‌شود. وی در مشهد، در روزگاری كه آیت‌الله میلانی سخت تحت كنترل ساواك بود، با ایشان رفت‌وآمد داشت و بارها و بارها نام وی در میان افرادی كه به دیدار آقای میلانی رفته و یا همراه وی در درس و مسجد بوده‌اند، در اسناد ساواك آمده است.

ارادت خاص به دكتر شریعتی

 شیخ علی تهرانی از ارادتمندان به دكتر شریعتی بود و به همین مناسبت، دكتر یادداشتی درباره كتاب شناخت وی نوشت كه در پشت جلد آن به چاپ رسید. شگفت آن‌كه شریعتی با تمام بی‌علاقگی‌اش به مباحث فلسفی، در آنجا از آن كتاب كاملا فلسفی ستایش كرد. در همین نامه، شریعتی پیشنهاد كرد نام كتاب، نه شناخت بلكه «فلسفه شناخت» باشد، زیرا این نام «هم با متن مناسب‌تر است و هم آن جزوه معروف را تداعی نمی‌كند» كه اشاره به جزوه شناخت مجاهدین خلق بود كه خود به بدنام بودن آن اثر در این زمان اشاره دارد.

 شریعتی از تهرانی چنین یاد می‌كند: «علی تهرانی درست همان كسی است كه محتاجش بودیم و سخت منتظرش ... و شكر خدا كه رسید».

 در دی ماه 56 هم سخن از متنی بوده كه شیخ علی تهرانی در ستایش از دكتر شریعتی نوشته بوده است. وی متنی با عنوان خصایص روحی یك انسان برای یادنامه سالگرد هجرت و شهادت ابوذر زمان دكتر شریعتی (31ـ38) نوشت (با تاریخ ذیحجه 1397ق) و ارادت خود را به او نشان داد و از منتقدان او بد گفت. احسان شریعتی هم در مقاله‌ای كه برای همین یادنامه نوشت، چنین گفت: گرچه دشمنان علی، به همان سنت سیاه همیشه تاریخ، خواستند در غیبتش دوباره تحریف و تهمت و ... را آغاز كنند، اما رویش رستمانه علمایی چون تهرانی‌ها بود كه نقش بر آبشان كرد.

 شیخ علی تهرانی همراه با آقای خلخالی در سالگرد درگذشت شریعتی اعلامیه مشتركی دادند كه نثرش نشانگر آن است كه تهرانی آن را نوشته است. در این اطلاعیه، آنان علت موفقیت شریعتی را در آن دانستند كه "نبوت و بعثت را رستاخیزی به هوش آورنده و حركت‌آفرین در مسیر كمال و سعادت دانسته ... و دین به ویژه دین اسلام را معارف و احكام و دستوراتی یافته كه بر طبق نقشه سرشت انسانی پی‌ریزی شده ... " این زمانی بود كه این دو در بانه و سقز تبعید بودند. تعبیر "سرشت انسانی" بارها در نوشته‌های تهرانی آمده است.

 آقای مطهری در نامه‌ای كه در انتقاد از شریعتی به امام نوشت؛ اشاره كرده‌ بود كه "شنیدم به یكی از دوستان مشهد كه اخیرا به نجف مشرف شده بود، تذكر مفیدی داده‌اید و دورادور اطلاع دارم كه مؤثر بوده و در روش ایشان كه اخیرا خیلی خطرناك شده بود، مؤثر واقع شده و الحمدلله". آقای سیدحمید روحانی در همانجا، در حاشیه زیر كلمه "یكی از دوستان مشهد" نام وی را شیخ علی تهرانی نوشته‌ است. تأثیری كه از آن یاد شده بعید می‌نماید، زیرا تهرانی در 1359 كتابچه‌ای با عنوان "آری این‌چنین شد برادر" نوشت و از سر ارادتی كه به دكتر داشت، شرحی از ماوقع این چند سال به خصوص سالهای پس از انقلاب را در قالب پاسخ به نوشته دكتر شریعتی با نام "آری این ‌چنین بود برادر" نوشت.

 شیخ علی تهرانی بعد از انقلاب

 بلافاصله پس از پیروزی انقلاب ۵۷، ریاست دادگاه انقلاب مشهد و مدتی هم ریاست دادگاه انقلاب اهواز به شیخ علی تهرانی سپرده شد و وی به محاکمه بازماندگان حکومت پهلوی مشغول شد. در سال ۱۳۵۸ از سوی حزب جمهوری اسلامی مشهد داوطلب مجلس خبرگان قانون اساسی شد که به عنوان نفر هفتم از خراسان انتخاب و به خبرگان راه یافت. به دلیل آن‌كه وی آثاری در اقتصاد اسلامی نوشته بود، در مجلس خبرگان در كمیسیون مالی و اقتصادی حضور داشت

 . وی در دی ماه 1358 طی نامه‌ای به آیت الله خمینی ، رهبر انقلاب در خصوص افغانی بودن جلال الدین فارسی یکی از کاندیداهای اولین دوره ریاست جمهوری تذکر داده و نسبت به انتصاب سیدعلی خامنه‌ای، برادر همسر خود، به امامت جمعه تهران شدیدا اعتراض نمود.

 وی همچنین در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۰ در نامه‌ای خطاب به رییس جمهور وقت - بنی صدر- نسبت به روند دادگاه و محاکمه عباس امیرانتظام و متهم کردن وی به جاسوسی برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اعتراض کرده و خواستار دخالت بنی صدر در روند محاکمه شد.

 شیخ علی تهرانی تحت تأثیر اندیشه‌های اقتصادی سوسیالیستی، آثاری در اقتصاد اسلامی نوشته بود. تهرانی از اواخر سال ۱۳۵۸ تقریبا مواضع مشترکی با آیت الله لاهوتی داشت. کمی بعد نیز وی متمایل به مجاهدین خلق و بنی‌صدر شد و در بهمن ماه ۱۳۵۸ ضمن نگارش متنی که در نشریه "مجاهد" ، ارگان سازمان مجاهدین خلق ایران، به چاپ رسید، به انتقاد از عملکرد آیت الله خمینی پرداخت.

 همچنین در آن زمان در مصاحبه تندی که تحت عنوان "معلمان مسلمان" مشهد انتشار یافت، سخنان انتقاد آمیزی را بر ضد رهبران حزب جمهوری اسلامی و شخص آیت الله خمینی بیان نمود.

 شیخ علی تهرانی و پرونده سینما رکس آبادان

 شیخ علی تهرانی ، مرداد 1373، در مصاحبه با علیرضا میبدی در رادیو صدای ایران، در آمریکا، می‌گوید: "من به اصرار [آیت الله] خمینی به آبادان رفتم تا به پروندهء سینما رکس رسیدگی کنم. من کلیهء جزئیات پرونده را خواندم و در جریان آن متوجه شدم که در زمان شاه، مدرسین حوزه علمیه قم تصمیم گرفتند برای آنکه آبادان را هم به هیجان بیاورند (چون آبادان یکی از شهرهایی بود که هیچ امکان رخنهء انقلابی در آن متصور نبود) آنجا را هم به آتش بکشانند."

 وی می افزاید: "در جریان مطالعهء پرونده متوجه شدم که سینمایی که قرار بود به آتش کشیده شود، سینما رکس نبود ولی بعد برنامه عوض شد و سینما رکس به عنوان هدف انتخاب گردید. در آن هنگام چهار نفر از مدرسین حوزهء علمیهء قم طرح مشترکی را برای به آتش کشیدن سینما به امضاء رساندند. اجرای این طرح به سه مأمور واگذار شد که آنها به آبادان رفتند، سینما را به آتش کشیدند و دو نفر از آنها در جریان حریق، زنده زنده در آتش سوختند اما یکی توانست از این فاجعه جان سالم به در برد و زنده بماند. او بعد از این اقدام دچار ناراحتی شدید وجدان شد، چون هیچکس فکر نمی‌کرد مقدار تلفات این آتش‌سوزی تا این حد باشد.

 آقای تهرانی تصریح می کند: "من نزد [آیت الله] خمینی رفتم و گفتم آقا! من چطور می‌توانم حق را ناحق جلوه بدهم؟ وقتی که مشتی بیگناه را گرفته‌اند و می‌خواهند اعدام کنند و عاملان اصلی آتش‌سوزی همه مصدر کارند؟ وقتی در راه مشهد از رادیو اتومبیل شنیدم که تعدادی افراد بیگناه را به جرم این جنایت فجیع به ناحق اعدام کرده‌اند، خون گریستم. واللـه گریه‌ام گرفت."

 پناهندگی به عراق و پیوستن همسر و فرزندان

 شیخ علی تهرانی به دنبال فرار بنی‌صدر و پس از خروج سران سازمان مجاهدین خلق از ایران ، در فروردین ۱۳۶۳، مخفیانه به عراق گریخت و در آنجا برای سال‌های طولانی در رادیو فارسی‌ زبان بغداد مشغول به تبلیغات برضد جمهوری اسلامی بود. رژیم صدام با پخش سخنان شیخ علی تهرانی که علیه آیت الله خمینی و جمهوری اسلامی بود، برای شکنجه روحی اسرای ایرانی در بند استفاده می‌کرد.

 ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۴، خانم بدری خامنه‌ای، خواهر (آیت الله) سید علی خامنه‌ای رییس جمهور وقت و رهبر فعلی جمهوری اسلامی، در یک کنفرانس مطبوعاتی در بغداد حضور یافت. وی در این کنفرانس گفت که به همراه ۳ دختر و ۲ پسرش برای پیوستن به پدرشان از میان جبهه ایران-عراق فرار کرده و به عراق آمده‌است و فاقد پاسپورت هستند.

 در کتاب خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره این ماجرا آمده‌است: "علی تهرانی در تابستان سال ۱۳۶۳ پس از فرار از کشور، در مصاحبه‌ای با هفته‌نامهٔ آلمانی اشپیگل به دروغگویی پرداخت، از جمله گفت: آقای رفسنجانی به من گفته‌است که اگر ما عراق را به دست آوریم، دو کشور ما به صورت یک کشور و آن هم بزرگ ‌ترین صادرکننده نفت، درخواهد آمد. ما جمعاً شصت میلیون جمعیت خواهیم بود و قدرت عظیمی در اقتصاد جهانی خواهیم داشت."

 همچنین در بخش دیگری از خاطرات آیت الله هاشمی آمده است: "زمانی که خبر فرار خواهر آقای خامنه ای منتشر شد وی به شدت متاثر و غمگین بود. به نظر می رسید این مسئله بدون اطلاع وی اتفاق افتاده است." علی خامنه ای ، رئیس جمهور وقت ایران به شدت نگران تبعات این اقدام خواهرش و تاثیر آن بر افکار عمومی آن هم در زمان جنگ ایران و عراق بود.

 بازگشت به ایران با حمایت مستقیم (آیت الله) خامنه ای

 شیخ علی تهرانی پس از یک دهه، بالاخره سال‌ها پس از پایان جنگ و در سال ۱۳۷۴ خود را در یکی از پاسگاه‌های مرزی تسلیم نمود و نیروهای جمهوری اسلامی وی را به تهران منتقل کردند. در آن زمان اعلام شد که او به علت سالخوردگی، وضع جسمانی مناسبی ندارد و از نظر روحی و روانی نیز از تعادل برخوردار نیست. شیخ علی تهرانی از کارهای گذشته خود اظهار ندامت کرد و خود را مستوجب اشد مجازات دانست.

 به نظر می رسد این اقدام با چراغ سبز رهبر ایران صورت گرفته است. به شکلی که بازگشت وی با کمترین بازتاب خبری و رسانه ای همراه شد. شیخ علی تهرانی مدتی را در زندان سپری نمود. او در برهه کوتاهی از سالهای زندان هم بند عبدالله نوری و محسن کدیور بود. وی در مدت زندان خود به مرخصی های طویل المدت می رفت و بیشتر وقتش را در کنار خانواده خود سپری می نمود.

 اخبار مربوط به برخورد ملایم با وی به دلیل نسبت خانوادگی اش با رهبر سبب شد که سید حمید روحانی که در آن زمان رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی بود، خواهان اعدام شیخ علی تهرانی شود. اما به تدریج مسأله شیخ علی تهرانی فراموش شد و تنها در سال 1379 یک روزنامه اصلاح طلب از خودکشی نافرجام وی خبر داد که با تکذیب تند فرزندش مواجه شد. چند سال پیش هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات سال 1363 خبر از آزادی شیخ علی و سکونتش در تهران داد.

به نقل از وبلاگ میثم رشیدی




طبقه بندی: شخصیت شناسی، 
برچسب ها: شیخ علی تهرانی،
ارسال توسط امیر محبی
آخرین مطالب
انتخاب سردبیر
برای دیدن روی تصویر آن كلیك كنید
 
پر بیننده‌ترین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
تابلوی دوستان
پایگاه خبری ایران پرس دکتر حسن عباسی

محک :: موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان - جستجوگر خبری شنیدی

 ملکه حجاب

زمزمه های ظهور متقم

لوگوی ما