تبلیغات
پایگاه خبری ایران پرس - به مناسبت سالروز درگذشت کربلائی کامران اسکندری تعذیه خوان معروف
پایگاه خبری ایران پرس
اخبار روز و تحلیل خبری
مهمترین اخبار
اسلایدر 1 اسلایدر 2 اسلایدر 3 اسلایدر 4
 تا کنون حدود 40 مرکز درمان سرطان پستان در تهران وجود دارد که با توجه به رشد 25 درصدی از آمار کل زنان ایرانی این مراکز باید در تمامی بیمارستان ها و درمانگاه های سراسر کشور راه اندازی شود.   رضا ضراب بلافاصله پس از بازداشت گفت که بابک زنجانی سرمایه داری که طی سالهای اخیر مطرح شده است، رئیس اوست  مجله جهانی مُد FSHN برای رسمیت دادن به «مدلینگ و فشن» در ایران برای اولین بار بخش ویژه خود را به عکس‌ مُدل‌هایی از داخل ایران اختصاص داده است.   دیگر نمی خواهم فرصت‌ها را از دست بدهم. من هر چند عاشق ایرانم ولی می‌خواهم اینجا {آمریکا} بمانم
مردمى كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است

اسلایدر 1 اسلایدر 2
 الله کرم:‎ ما در روز چهار شنبه به این نتیجه رسیدیم که تنها با انصراف جلیلی ممکن است جریان اصولگرایی بتواند در انتخابات به موفقیت برسد.   کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: به هر اجماعی با محوریت آقای خاتمی تمکین می‌کنم و با عهد خود پایبندم که امیدوارم آقای خاتمی تا ساعاتی دیگر نظر خود را اعلام کند.

در هوای سرد دهم دیماه 1329 در روستای اتو فرزندی خوش سیما دیده به جهان گشود. او از دومین زن گل برار فرزند ارشد است و فاطمه صغری او را کامران نامید. دروس مکتب خانه ای را در محضر حاج آقای باکوئی کسب فیض نمودند و تا ششم ابتدائی نیز در روستای اتو دروس خود را آموختند و پس از آن به همراه خانواده به زیرآب مهاجرت کردند. کربلائی کامران اسکندری دو برادر و 4 خواهر داشت.

در سال 1351 ازدواج کردند و در همان سال وارد ارتش شدند. کربلائی کامران یک نظامی تمام عیار بود و برای دفاع از نوامیس مردم زحمات فراوانی را متقبل شد. منزل او در قائمشهر همواره پناهگاه  هم محلی ها دوستان و آشنایان بود. سفره اش همیشه برای مردم پهن بوده و احساس غرور و شادمانی خاصی در چهره اش ازجهت حل مشکلات مردم دیده می شد. در زندگی سعی می کرد بیش از توان خود به مردم خدمت کند و این را از افتخارات زندگی خود می دانست. اگر کسی مریض می شد و یا گرفتاری برایش به وجود می آمد اولین جایی که مراجعه می کرد منزل کربلائی کامران بود. او نیز هرچه در توان داشت دریغ نمی کرد و با توجه به شغلش که در شهربانی سابق انجام وظیفه می کرد مسئولین زیادی را می شناخت و حسن خلق اونیز مزید بر علت بود.

در سال 1358 علیرضا برادرش که او نیز به خدمت ارتش جمهوری اسلامی در آمده بود و در توپخانه اصفهان خدمت می کرد به دست کومله عراق دستگیر شد و تا امروز نیز مفقود الاثر می باشد. غم فراق برادر از آن به بعد در چهره اش به وضوح دیده می شد. از سال 58 تا سال 62 در کوههای کردستان و تمامی شهرهای مرزی به دنبال برادر گشت و او را پیدا نکرد. در همان وضعیت و با خلوص نیت و با حساسیت فراوان همسر و تنها فرزند برادر خود را مراقبت می کرد و حمیدرضا تنها فرزند علیرضا را همچون تک پسر خود محمد دوست داشت و او را تر و خشک می کرد. غم فراغ برادر بر جسم او غلبه کرد و او را بیمار کرد.

در سال 1368 در اثر بیماری قند و دیسک کمر از ارتش بازنشسته شد. از کودکی به تعزیه خوانی علاقه زیادی داشت و از سن 7 سالگی به گروه تعزیه روستای اتو پیوست. صدای دلنشینی داشت.

درمحضر اساتید تعزیه و بزرگورانی همچون میرزا حسن شهابی، حاج فیض الله شهابی ، به خوبی تعزیه را آموخت و اجرا کرد. صدای کربلائی کامران در تعزیه توام با غم و اندوه بود و این داغ برادر در لحن تعزیه او نیز تاثیر زیادی داشت و احساس غم و اندوه را به شنونده منتقل می کرد و در اکثر مواقع نیز تعزیه را قطع می کرد و به گریه می پرداخت  "قدر چمن را بلبل افسرده می داند – غم داغ برادر را برادر مرده می داند" . این بیت را کربلائی کامران همواره زمزمه می کرد.

در سالهای 1370 گروه تعزیه خوانی حاج نورالله رعوفی در مته کلا نیاز به یاری داشتند و از حاج فیض الله شهابی کارگردان تعزیه اتو مدد خواستند. حاج فیض الله نیز کربلائی کامران را مامور کردند تا به مته کلا رفته و تجربیات تعزیه خوانی خود را در اختیار آنان قرار دهد و به نماینده از تعزیه خوانان اتو در آنجا شهادت خوان باشند. کربلائی کامران هم چندین سال علاوه بر اتو در مته کلا ، پاشاکلا ، سنگ نیشت و اطراف تعزیه خوانی کرد.

در بهمن 1378 به کربلا مشرف شدند و به پابوس مولایش اباعبدالله و برادر و فرزندانش رفتند ودر سال 1380 نیز در اثر بیماری قند و کلیه یک پای خود را از دست دادند. پس از حاج چراغعلی صفائی شهادت خوان اتوبودند و با وضع جسمانی ضعیفی که داشتند نقش اول تعزیه را به خوبی اجرا می کردند. یادم می آید که غروب تاسوعا بود و کربلائی کامران نای راه رفتن نداشت و حتی نمی توانست صحبت کند و ما در شب عاشورا مجبور شدیم با موتور در زیر باران به لاجیم رفته و از آنجا چند آمپول مسکن بیاوریم تا ایشان وضعیت جسمانی شان بهبود یابد که این امر باز هم میسر نشد و کربلائی کامران بی رمق در بستر بود. صبح عاشورا به مسجد رفت و همه با تعجب دیدیم که کربلائی کامران نقش امام حسین را ایفامی کند. حس عجیبی داشت و با شوق فراوان به خوبی تعزیه می خواند و انگار نه انگار این همان فردی است که دیشب آمپولهای تقویتی هم نتوانسته بودند سرحالش کند. عشق به امام حسین و اهل بیت در خونش بود و با شنیدن اسم ائمه گریه امانش نمی داد. همه کسانی که تعزیه خوانی او را دیده اند می دانند که کربلائی کامران عاشق اباعبدالله بود و در تعزیه خوانی همتا نداشت.

سال 1386 اوج غم و اندوه برای او و خانواده و آشنایان بود. چرا که تنها پسرش مهندس محمد را در اثر سانحه تصادف از دست داد.

در تاریخ 18/5/1386  خداوند امتحانی عظیم را بر سر راه او نهاد. امتحانی که سخت بود و مانند مولایش حسین (ع) سعی کرد داغ فرزندی را که زبانزد خاص و عام بود و ازسیمای ظاهر و اخلاق خوش بی همتا بود را تحمل کند. این غم چنان ضربه ای به او زد که در کمتر از دوماه کربلائی کامران سکته مغزی کرد و در بیمارستان شهدای زیرآب بستری شد و در غروب 29/7/1386 دار فانی را وداع گفت و به دیار مولایش شتافت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. اکنون تصاویر و فیلمهای تعزیه فراوانی از او باقی مانده که علاقمندان می توانند با ارسال آدرس پستی به صورت رایگان آنها را دریافت نمایند. جهت شادی روح تمامی شبیه خوانان صلوات

با تشکر از خانواده مرحوم




طبقه بندی: شخصیت شناسی، 
برچسب ها: روستای اتو، کربلائی کامران، میرزا حسن شهابی، حاج فیض الله شهابی،
ارسال توسط امیر محبی
آخرین مطالب
انتخاب سردبیر
برای دیدن روی تصویر آن كلیك كنید
 
پر بیننده‌ترین
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
تابلوی دوستان
پایگاه خبری ایران پرس دکتر حسن عباسی

محک :: موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان - جستجوگر خبری شنیدی

 ملکه حجاب

زمزمه های ظهور متقم

لوگوی ما